
فرزند چهارم خانواده هستم و پدرم كارگر ساده اي است. او شبانه روز كار مي كند تا بتواند از پس خرج و مخارج زندگي در بيايد. من دختري بيست ساله هستم و تا كلاس سوم راهنمايي درس خوانده ام. حدود يك سال قبل با پيشنهاد يكي از آشنايان در يك كارگاه توليدي مشغول كار شدم. از صبح تا ساعت ٩ شب زحمت مي كشيدم و روزي ١٥٠٠ تومان حقوق مي گرفتم اما چاره اي نداشتم چون مادرم بيمار بود و مي خواستم كمك خرج خانواده ام باشم. در محل كار با دختري آشنا شدم كه كاش هيچ وقت او را نديده بودم. دوستي با اين فرد باعث شد تا به كام بدبختي فرو بروم. ماجرا از آن جا آغاز شد كه يك شب قبل از تعطيلي كارگاه سمانه مرا صدا زد و گفت: امشب اينجا جشن داريم تو هم بمان شايد مدير كارگاه هديه اي هم به ما بدهد. با شنيدن اين حرف وسوسه شدم و تصميم گرفتم در جشن شركت كنم. بعد از اين كه كارگاه تعطيل شد و همه كارگران رفتند چند زن و مرد جوان به آن جا آمدند. پس از چند دقيقه در كمال تعجب ديدم سمانه بساط مواد مخدر را براي ميهمانان چيد و آن ها مشغول استعمال مواد شدند و همان موقع بود كه مي خواستم از سالن بيرون بروم ولي دوستم گفت: اگر بروي آقاي مدير ناراحت مي شود. او ادامه داد: اگر تو هم از اين مواد مصرف كني ديگر سركار خسته نمي شوي! او با اصرار و اجبار مرا توي رودربايستي قرار داد و براي اولين بار مواد مخدر مصرف كردم! در واقع مي توانم بگويم مدير كارگاه با اين حيله از طريق سمانه مرا به دام انداخت و در مدت كوتاهي به ترياك آلوده شدم. مدير كارگاه پس از اين كه نقشه اش را عملي كرد يك روز به من گفت كه اگر به طور پنهاني با هم رابطه داشته باشيم پول زيادي در اختيارم خواهد گذاشت تا هزينه مواد مخدرم نيز تامين شود. نمي خواستم اين پيشنهاد شوم را بپذيرم اما خماري ترياك عذابم مي داد و به همين دليل بدون اين كه فكر كنم دارم چه بلايي بر سر خودم مي آورم، طعمه هوس هاي شيطاني اش شدم و...مدتي به همين منوال گذشت تا اين كه دو سه روز قبل مدير كارگاه كه دنبال بهانه مي گشت سر موضوعي با من جر و بحث كرد و گفت كه ديگر نمي تواند هزينه اضافي براي يك آدم معتاد پرداخت كند. او مرا از كار اخراج كرد. با شنيدن اين حرف به گريه افتادم و تازه فهميدم كه چه بلايي به سرم آمده است و مورد سوءاستفاده قرار گرفته ام، فكر مي كنم او كارگر ديگري را استخدام كرده است تا با حقه بازي سرش را كلاه بگذارد.من مي خواهم از اين فرد هوسران شكايت كنم تا به سزاي اعمال ننگين خودش برسد اگر چه خودم را هم سرزنش مي كنم. نمي دانم چه شد كه خود را به اين بلا گرفتار كردم. مقصر اصلي خودم هستم و حالا هم بايد تاوان آن را بپردازم!در پايان به همه دخترهاي جوان توصيه مي كنم اگر مي خواهند در جايي مشغول كار شوند قبل از آن حتما تحقيقات لازم را در مورد نوع و محل كار به عمل آورند و در انتخاب دوست بيشتر دقت كنند.





/assassins-creed-b.jpg)



